خواجه محمد پارساى بخارائى ( پارسا )
48
قدسيه ( كلمات بهاء الدين نقشبند )
و منها [ طلب ] طريقهء اهل اللّه بر انواع است : بعضى به رخصت عمل كردند ، و ايشان را مقصود از رخصت نفع خلق بود ، نه وجود خود . و بعضى به عزيمت عمل كردند ، و هم مقصود ايشان نفع خلق بود نه وجود خود . اما نفع خلق در عمل به عزيمت بيشترست ، و ظهور در آن تمامتر و از خطر دور تر . همه در كارند . هر آدميى به مثال درختى است : درخت بىنتيجهيى نبود ، يا ميوه دهد - اگر چه ميوهها مختلف الطعم باشد - يا در سايه او بياسايند ، يا از حسن و طراوت او به نظر اعتبار بهره گيرند . ( شعر ) هر كس به درت در آرزوى دگرند * اندر تك و پوى و جستوجوى دگرند گرچه كس را هيچ كار و بار نيست * جمله در كارند و كس بىكار نيست *